مامان نوشی يا نوشی خالی

سپهر به ميل خودش ديگر مامانش را نوشي صدا نمي كند. مامان گاهي دلش براي نوشي گفتن او تنگ مي شود.

 

مامان: سپهر من كي هستم؟

سپهر: مامان نوشي

مامان:بگو نوشي.

سپهر: مامان نوشي.

مامان: نه، بگو نوشي خالي.

سپهر: مامان نوشي خالي!

 

اينجا بود كه مامان فهميد بچه ها حق انتخاب دارند.

 

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٥

سپهر و صندلی ماشين

مامان و باباي سپهر دو سال تلاش كردند تا به سپهر بفهمانند كه جاي بچه در صندلي عقب ماشين است و نبايد جلو بنشيند. حالا سپهر با اكراه پذيرفته كه اگر جلو بنشيند، آقاي پليس دعوايش مي كند.

مامان چشمش به يك بچه افتاد كه در ماشين كناري، بغل مامانش نشسته بود.

مامان: واي،چه ني ني قشنگي!

سپهر(خيلي جدي): جلو هم نشسته.

مامان و بابا:

 

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٥