سپهر ذوق زده

خاله پري كه آمد خانه‌مان خيلي ذوق كردم.آخه خيلي حوصله‌ام سر رفته بود.خواستم خوشحالي‌ام را نشان دهم. اول جيغ زدم. بعد دست زدم. بعد ديدم كار ديگه‌اي بلد نيستم. با دو تا دستهام زدم توي سر و صورتم. نمي‌دونم مامان و خاله چرا انقدر خنديدند. خوب، اين هم يك جور ذوق كردنه. مگه شماها وقتي ذوق مي‌كنيد چيكار مي‌كنيد؟

 

پ.ن. از اون ور آب بهم خبر رسيد كه پسرخاله جان بچه خارجي‌ها رو تو مهدكودك هل مي‌دهد. دستت درد نكند. كمك خواستي تعارف نكني‌ها. سپهر هميشه آماده هرگونه عمليات خرابكاريست.

 

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸۳