بابا

نمي دانم چرا انقدر اين آقاهه كه با من زندگي مي كند و خيلي باهام بازي مي كند و ماچم مي كند را نشانم مي دهند و ميگويند"بابا،بابا" من كه ميدانم اسمش بابا نيست. مامانم بهش مي گويد " اميدم" يا "اميد جان" وقتي هم عصباني است فقط داد مي زند"اميد"(اينجور موقع ها من سعي مي كنم اون دور وبر نباشم.) و وقتي مي خواهد مچش را بگيرد يا به خاطر كار بد دعوايش كند مي گويد"اميد آقا" . پس چرا من بايد بهش بگويم بابا. حالا كه اينطوره من هم اصلن نمي گويم بابا. هر چند كه بلدم بگويم.

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸۳