عيد ديدنی سپهر

سال نو مبارك. عيد به شما خوش گذشت؟ به من كه خيلي خوش گذشت. همه‌اش مي‌رفتيم دد. خونه هر كي هم مي‌رفتيم يك عالمه چيز ميز مي‌گذاشتند جلوي من كه بريزم اين ور و اون ور.هيچ كاري لذت بخش تر از اين نبود كه شيريني ها را توي دستم خورد كنم يا آجيلها را بپاشم زمين. تازه مي‌شد با ميوه‌ها توپ بازي هم كرد. بخصوص وقتي مامان دنبالم مي‌كرد كه ظرفها را از جلوم بردارد.همه هم به من كاغذهاي سبزي مي‌دادند كه تا از خانه‌شان مي مديم بيرون مامان از من مي‌گرفت. مهم نبود. يك تيكه كاغذ بدردنخور بود. باشه مال مامان.كاش هميشه عيد بود. اين روزها مامان و بابا مرا هيچ جا نمي‌برند.

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤