بوس

بابا عروسك خرگوش مرا باد كرد و داد به من و گفت بوسش كن. من هم رفتم جلو و در برابر چشمان حيرت زده مامان بوسش كردم. آخه مامان قبلا خيلي تلاش كرده بود كه به من بوس كردن ياد بده. مامان ذوق مرگ شده گفت حالا مامانو بوس كن. اما من اصلا محل نذاشتم.فقط وقتي ديدم خيلي اصرار مي كنند لپم رو آوردم جلو كه بوسم كنند!

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤