الان ميام

مامان و بابا وبابا بزرگ و خاله و حتی گاهی مامانی لباس می پوشند و از خانه بیرون می روند و منو با خودشون نمی برند. هر چی هم من گریه می کنند می گند" الان میام".خیلی کار بدی می کنند.

سپهر کیف مامان را برداشته و روی دوشش انداخته و به سرعت به طرف در می رود.

خاله( با تعجب): سپهر، کجا می ری؟

سپهر(با خونسردی): الان میام.

خاله:

اگه کار خوبی نیست چرا شماها می کنید؟!

 

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤