ماجراهای سپهر و باباش

بابا رفته بخوابد. بعد از يكساعت خوابيدن، بيدار مي شود و احساس مي كند سرش درد مي كند. وقتي دستش را روي بالشش مي كشد،‌مي بيند يك چيز سفت توي بالش است. فكر مي كنيد از توي روبالشي چي درمي آورد؟ سه تا از ماشينهاي سپهر! اما مهمتر اين است كه چطور بابا بعد از يكساعت خوابيدن و سردرد گرفتن، تازه متوجه شد!!

 

 

سپهر و باباش از بيرون مي آيند.سپهر يك ماشين جديد دستشه.

مامان: سپهر، اين ماشينو كي برات خريده؟

سپهر: خانم خريده.

مامان:

بابا:

(بابا توضيح مي دهد كه فروشنده خانم بوده، اما مامان تصميم گرفته بيرون رفتن هاي بابا را به هواي سپهر كنترل كند. نظرتون چيه؟)

  
نویسنده : سپهر ; ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٥