سپهر و خاله پری

سپهر هميشه با خاله پريناز شوخي مي كند و با اينكه خاله از او حداقل 16 سال بزرگتر است سپهر او را آدم بزرگ به حساب نمي آورد. اين هم نمونه هايي از شوخي ها سپهر با خاله:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سپهر صبحانه اش را كه شامل دو سه تا لقمه كره و عسل است با يك ليوان شير خورده است. خاله سر ميز صبحانه مي آيد و براي خودش يك ساندويچ كره و عسل درست مي كند. سپهر هم با ديدن او ساندويچ مي خواهد. مامان خيال مي كند سپهر بهانه گرفته است و گرسنه نيست. از خاله خواهش مي كند ساندويچش را به او بدهد و خيال مي كند سپهر يك گاز مي زند و ساندويچ را پس مي دهد. اما در برابر چشمان حيرت زده مامان و خاله سپهر تمام ساندويچ خاله را مي خورد!!!11.gif

 

خاله براي خودش شلغم پخته است. 15.gifچند تا توي يك بشقاب مي گذارد و آن را روي ميز مي گذارد و مشغول خوردن مي شود. بعد از خوردن يك شلغم براي انجام كاري مي رود. سپهر از دور بدو بدو مي آيد و چنگال را بر مي دارد و داخل يك شلغم فرو مي كند و در برابر چشمان متعجب مامانش11.gif( كه تا بحال شلغم خوردن سپهر را نديده است) شلغم را به دهانش مي برد و .... چشمتان روز بد نبيند. قيافه سپهر شد اينجوري26.gif    شلغم را تف كرد و گفت: بدمزه بود.15.gif

اينجا بود كه سپهر فهميد نمي شه هميشه هم سر خوراكي با خاله پري كل انداخت.32.gif

 

خاله با ماشين باباش آمده مهدكودك دنبال سپهر. سپهر عقب ماشين نشسيته و با قيافه شيطنت آميز مي گويد: خاله يه وقت تصادف نكني بزني به درخت. هه هه هه18.gif

وقتي خاله مي خواهد برود به پاركينگ سپهر مي گويد: حالا بلدي رانندگي كني؟18.gif

خلاصه انقدر خاله پري را مسخره مي كند كه خاله اعتراف مي كند اگر سپهر فقط كمي بزرگتر بود وسط راه پياده اش مي كرد.12.gif

 

 

سپهر وارد خانه بابافيروز مي شود. بابا فيروز بغلش مي كند و بوسش مي كند. 07.gifسپهر از توي بغل بابا فيروز به خاله پري نگاه مي كند و مي گويد: ببين بابات بغلم كرده!

خاله:11.gif06.gif

/ 0 نظر / 13 بازدید