چند تا از شيرينکاريهای سپهر

مامان خواب است.24.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سپهر بدو بدو به سمت مامان می آید.داد می زند: نوشی!18.gif

مامان از خواب می پرد: هان.. چی شده سپهر.

سپهر: خوابی؟05.gif

مامان (خواب آلود): آره مامان. خواب بودم.

سپهر خوشحال و شادان دنبال بازی اش می رود!

مامان:11.gif06.gif

 

ساعت 5 صبح است. همه خوابند.24.gifسپهر غلتی می زند و بیدار می شود. داد می زند: بابا17.gif

بابا با بی میلی چشمانش را باز می کند.

سپهر: بابا، خوابی؟

بابا بلند می شود: چیه سپهر؟

سپهر: بابا، پاشو.

بابا به طرف سپهر می رود. سپهر دستانش را برای بغل کردن دراز می کند.

بابا: چی می خواهی؟

سپهر: آبیس، نونوت، شیر...

بابا سپهر را بغل می کند تا به آشپزخانه ببرد. سپهر سرش را روی شونه بابا می گذارد و قبل از رسیدن به آب می خوابد.24.gif

بابا: 06.gif

آیا سپهر واقعا تشنه اش بود؟؟!!

 

/ 0 نظر / 4 بازدید